بایگانیِ دسامبر, 2008

روزها و روزها…

دسامبر 22, 2008

بعضی روزا بهتره فراموش بشن.
بعضی روزا اصلا به حساب نمیان.
بعضی روزا رو دوری.
بعضی از روزا هر کاری میکنی یه چیز دیگه از آب در میاد.
بعضی از روزا تو زندگیه آدم مهمن.
بعضی روزا خاصن.
بعضی روزا معمولین.
بعضی روزا بزرگن.
اما قطعا فقط یه روز مثل 2ی دی تو زندگی من وجود داره…

Bad Fortune

دسامبر 14, 2008

گاهی وقتا دیدی باید اتفاق پشت اتفاق بیفته؟!

 از اونجاییکه چند روزه در نقش مادر خونه ایفای نقش می‌کنم، و باید به رتق و فتق (درست نوشتم؟!) امور بپردازم، امروز از ساعت 5 شروع به پخت و پز و شست و شو و تمیز کردن خونه کردم. از وقتی شروع کردم، غذا رو سوزوندم، توی ماشین لباسشویی انقدر پودر ریختم که کف اشپزخونه پوشیده از کف شد، نزدیک بود دچار برق گرفتگی بشم و…. از همه بدتر وقتی آشپزخونه تمیز شده بود و می‌خواستم یه لیوان آب بخورم، همون لیوان از دستم افتاد و شکست.

انگار باید می‌نشستم یه گوشه و می‌گفتم تسلیم. “من تسلیمم”
پ.ن: دلیل چنین اتفاقایی، اونم تو یه روز، یه ذهن شلوغ بود و یه اعصاب کش اومده…

آذر

دسامبر 10, 2008

نمیدونم چرا ماه آذر امسال انقدر دیر می‌گذره. روزا انگار کش میان. سرمای هوا باعث میشه آدما خمیده به نظر بیان و یه گوشه کز کنن. تهران دیگه جذاب نیست، شده یه شهر خاکستری و خالی از هیاهو.
بدتر از اون دوستانی که پارسال همین موقع‌ها پیداشون کردم، یکی یکی دارن محو میشن. نمیدونم چرا، ولی آرامش ذاتیم که همیشه همراهم بوده، تو این ماه آذر طولانی داره تموم میشه.

شناسایی 2

دسامبر 9, 2008

با اینکه میدونم چند نفر از کسایی که منو می‌شناسن، هر از گاهی به اینجا سر می‌زنن، ولی بالاخره تصمیم گرفتم شکل مجازیه من (من به عنوان یه شخص حقیقی، نه بخشی از عنوان وبلاگ)، این ملحظات رو بذاره کنار.
پ.ن: نمیدونم این موضوع تا کجا جواب میده ولی خوب…

نگرش/فلسفه‌ی زندگی

دسامبر 6, 2008

نگرش طبق گفته‌ی رابینز “عبارات ارزیابانه‌ای است که فرد درباره‌ی اشیا، افراد یا رویدادها دارد”. در واقع نگرشها احساس فرد رو نسبت به یک موضوع بیان می‌کنند. افراد معمولا نگرشهای زیادی در برابر انواع رویدادها دارند. ولی اغلب چند تا از این نگرشها نقشی اساسی در زندگی فرد ایفا می‌کنند. مثل رضایت شغلی، نگرش نسبت به آینده، نسبت به زندگی و نسبت به نوع بشر.
من نگرش نسبت به زندگی رو تقریبا با فلسفه‌ زندگی یکی میدونم. یعنی حسی که آدما نسبت به زندگیشون دارن. خوشبینن یا بدبین، معتقد به جبرن یا اختیار، ضعیفن یا قوی، اهل سازگاری با شرایط هستن یا نه و… . همه‌ی این موارد و موارد دیگه‌ای از این قبیل، در کنار هدف فرد از زندگی کردن فلسفه‌ی زندگی اون فرد رو شکل میده.
بازم من معتقدم زندگی آدما چیزی جز نگرششون نیست. فرد در مقابل یک وضعیت خاص، پیچیده یا دشوار، کافیه نگرش خودشو عوض کنه تا به راحتی راه حل یا روش مواجهه با اون موقعیت رو پیدا کنه.
بنابراین اگر میخوایم تعداد مسائلی که جوابی براش نداریم یا مواردی که به نظرمون زندگیمونو با مشکل مواجه می‌کنند رو کاهش بدیم یا به حداقل ممکن برسونیم، می‌تونیم نگرش‌های ریزو درشتمونو نسبت به هر چیزی یا هر کسی یا هر رویدادی دستکاری کنیم.